3نقطه

متن مرتبط با «عشق پنهاني من» در سایت 3نقطه نوشته شده است

تو ; كتابٍ من...

  • نیلوبلاگ

    فکر میکنم اصولاً آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند و به قول تو مغز آدم را قلقلك مي دهند ...! اگر کتابی که میخوانیم مثلِ یک مُشت به جمجمهمان نخورد و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانیمش ؟ که به قولِ تو بu200du200dٍهٍمان انرژي بدهد و حالمان خوش بشود ؟ خداااای من! بدونِ کتاب هم میشود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان میتوانیم از این کتابهایی بنویسیم که حالمان را خوش میکند ...! اما ما نیاز به کتابهایی داریم که مثلِ یک ناخوشحالیِ سختِ دردناک، متأثرمان کند؛ مثلِ رفتنٍ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم و...از خودمان بیشتر دوستشداريم...!! مثلِ زمانی که در جنگلهاي بلوط راه میرویم، دور از همهی آدمها؛ مثل یک خودکشی... کتاب باید مثلِ تبری باشد برای دریایِ یخزدهی درونمان ...! +...

    ادامه مطلب
  • عشق پنهانی..

  • نیلوبلاگ

    درس خواندی؟چه خبر؟حال شما؟خوبی که؟ عشق پنهانی من ،پشت سوالی الکی. . ....

    ادامه مطلب
  • تو...من

  • نیلوبلاگ

    صبحِ امروز وقتی داشتم چایی صبحانه را هم میزدم شنیدم که گوینده رادیوپرسید"شما حاضریدبرای کسی که دوست اش دارید چه کنید؟" فکرم بی درنگ سمتِ تورفت!این سوال را بار دیگر از خودم پرسیدم... حاضرم سالها یک گوشه فقط به عکسِ تو زل بزنم اما نگویم "دوستت دارم!" این جمله گاهی میتواندموجبِ "رفتن" شود...عشق گاهی تمام شادی ها را می بلعد... راستش من از رفتنِ تومیترسم!حاضرم یک عمر در حسرت بوسه باشم اما نگویم عاشق چشمانِ سیاهت هستم... +گاهی بهتر است"عشق" را پیش از تولد دفن کرد!...

    ادامه مطلب