
بوسه... در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «بوسه...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یادته اولین بار لباتو کجا بوسیدم؟تو مسیر برگشت از رشت،تو خودتو زده بودی به خوابهنوزم وقت بوسیدن از آن لبهای قاجاریتو ژست خواب میگیری و میدانم که بیداری........
ادامه مطلب
متری شیش و نیم در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «متری شیش و نیم» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند روز پیش فیلم متری شیش و نیم رو برای چندمینبار داشتم می دیدم. سکانسی از فیلم بود که با دیدنش، دوباره دردام تازه شد…سکانسی که نوید محمدزاده توی سالن ملاقات زندان، روبروی وکیلش نشسته بود و صحبت میکرد و میگفت: “وق...
ادامه مطلب
چند روز پیش فیلم متری شیش و نیم رو برای چندمینبار داشتم می دیدم. سکانسی از فیلم بود که با دیدنش، دوباره دردام تازه شد…سکانسی که نوید محمدزاده توی سالن ملاقات زندان، روبروی وکیلش نشسته بود و صحبت میکرد و میگفت: “وقتی همه زندگیت میشه یه دختر… پنجساله عمرمو گذاشتم پاش. من میدونم با یکی دیگهس. میدونم اون منو لو داده. میدونم منو لو داده. میدونم منو دیگه نمیخواد، ولی من الان دلم پر میکشه واسه اینکه یهبار دیگه ببینمش …”یاد این افتادم که اونم منو نمی خواد، با یکی دیگه س ولی من دلم پر میکشه واسه این که یه بار دیگه ببینمش…+قبلنا از جلو سیکا که رد میشدم فقط میخاستم ببینم چقد مشتری دارهولی ازون روز،همش توشو نگاه میکنم شاید بازم دیدمت.... بخوانید...
ادامه مطلب
عجب دنیایی شده...عجب روزگاریه...با همین یهویی دیدنش،یه قرن میشه رفت توی فکر!!مگه میشه یه ادم اییییینقدر زیبا باشه؟!!!مگه میشه یکی ایییییییینقدر.....به کی میشه گفت؟؟#سیکا دوستت داریم!!...
ادامه مطلب
زیبای بی چون و چرا هرگز نفهمیدی تنها دلیل خوب این دنیای بد بودیاما تو تقصیری نداری کاش امکان داشت انقدر ها زیبا نبودن را بلد بودیآوازه ات تا شهر های ساحلی رفته دریا حسابت را از آدم ها جدا کردهپیش از تو زیبایی همیشه حد و مرزی داشت زیبایی تو مرز ها را جا به جا کرده.....یک شهر را دیوانه ی زیبایی ات کردی اینقدر زیبایی برایت درد سر دارد+حجت اشرف زاده...
ادامه مطلب
...آن چیزی که جز تو هیچ احدی در این عالم ندارد، اکسیر دلدادگی ست، افسون مجذوب شدن، سمّ دوستم بداری!تو تنها جادوگر دنیای مردی هستی که هیچ اعتقادی به جادو ندارد...#رضاپيران...
ادامه مطلب
چقد خوب ميتوني دلبري كني...چقد خوب ميتوني عاشق كني...چقد خوب ميتوني بُكُشي...+نگذار بفهمد كه شدي عاشق دلخون/مظلوم كه تسليم شود،ظلم دوچندان!!...
ادامه مطلب
آن کس که شتاب دارد؛ عاشق نیست ، تشنهایست که معشوق را چشمهی آب شیرین تصور کرده است ...وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد ، رها میکند و میرود ..."محبوب" ، چشمهی آب شیرین نیست ..." هوایِخنکِ دمِ صبح است"#نادر ابراهیمی...
ادامه مطلب
دلم ......!!التماس دعا می خواهد.....از همان التماس دعاهایی که یک وقت هایی ، براي خواستنش بي اختيار دلت را به"دریا" می زني!!!! و رو می اندازي که برایت دعا کنند.....!از همه التماس دعا دارم! از آنهایی که...
ادامه مطلب
چند وقته که هر روز میبینمت...هر روز...قسم به برف،قسم به خورشید،قسم به کوه،قسم به آسمون......
ادامه مطلب
نميدونم شايد شوووَر كرده باشه!شايد بالاخره با اسبشو فروخته...كلاه خود و گرزشو گذاشته كنار..اسنپ گرفتهولي اينا دليل نميشه جواب نده...+شب تولدا برا من كه قشنگ نبودههمش به بهونه كووفت ميشد!!++33سالگي شايد خيلي استرس داره..چالش داره..+++يني الان نيازاده كامنت بذاره با كله نميره جواب نميده؟!!والا ميرهكامنتاي ما يكم گُلاش كمه،خار دارهمرسي،اَه...
ادامه مطلب
ديشب تويعصرجديد يه خانمي اومده بود،بچه لنگرود،قد نسبتا بلند،لاغر استخوني،لبا همه تو،خنده هاش همه توجالبتر اينكه رياضي خونده بود،رياضي محض دانشگاه گيلان،ازون جالبتر اينكه مجرد بود و مدرس رياضي هم بود...
ادامه مطلب
فروردين94...
ادامه مطلب
من رویای عشقی را در سر می پروراندم که چیزی بیش از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود ... من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتيبرتر میان دو تن پدید آید. شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است......
ادامه مطلب
فکر میکنم اصولاً آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند و به قول تو مغز آدم را قلقلك مي دهند ...! اگر کتابی که میخوانیم مثلِ یک مُشت به جمجمهمان نخورد و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانیمش ؟ که به قولِ تو بu200du200dٍهٍمان انرژي بدهد و حالمان خوش بشود ؟ خداااای من! بدونِ کتاب هم میشود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان میتوانیم از این کتابهایی بنویسیم که حالمان را خوش میکند ...! اما ما نیاز به کتابهایی داریم که مثلِ یک ناخوشحالیِ سختِ دردناک، متأثرمان کند؛ مثلِ رفتنٍ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم و...از خودمان بیشتر دوستشداريم...!! مثلِ زمانی که در جنگلهاي بلوط راه میرویم، دور از همهی آدمها؛ مثل یک خودکشی... کتاب باید مثلِ تبری باشد برای دریایِ یخزدهی درونمان ...! +...
ادامه مطلب
وقتی یه آدمی رو داشته باشی که هر روزت رو به خاطر دیدن دوباره ی اون شروع کنی یعنی خوشبختی......
ادامه مطلب
صبحِ امروز وقتی داشتم چایی صبحانه را هم میزدم شنیدم که گوینده رادیوپرسید"شما حاضریدبرای کسی که دوست اش دارید چه کنید؟" فکرم بی درنگ سمتِ تورفت!این سوال را بار دیگر از خودم پرسیدم... حاضرم سالها یک گوشه فقط به عکسِ تو زل بزنم اما نگویم "دوستت دارم!" این جمله گاهی میتواندموجبِ "رفتن" شود...عشق گاهی تمام شادی ها را می بلعد... راستش من از رفتنِ تومیترسم!حاضرم یک عمر در حسرت بوسه باشم اما نگویم عاشق چشمانِ سیاهت هستم... +گاهی بهتر است"عشق" را پیش از تولد دفن کرد!...
ادامه مطلب